گفتمان

مقدمه

تشویق و تنبیه یکی از مسائل مهم در فضای تعلیم و تربیت است. این روش از دیرباز در فضای تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار می­گرفت. با گذر زمان و پیشرفت جوامع شکل تشویق و تنبیه تغییر زیادی داشته، اما همواره یکی از مسائل مهم در زمینه تعلیم و تربیت بوده و به صورت فراوان توسط معلمان مورد استفاده قرار می­گیرد. قطعا هر صاحب تفکری که ادعای تفکر در مورد مسائل تعلیم و تربیت داشته باشد، به ناچار باید موضع خود را نسبت به مقوله تشویق و تنبیه مشخص نماید. در این مقاله سعی داریم به صورت اختصاصی به موضوع “تنبیه” پرداخته و جایگاه آن را در تعلیم و تربیت دینی مشخص نماییم.

نکته­ای که لازم است در ابتدا مورد توجه قرار گیرد این است که هرچند در طول تاریخ افراط های فراوانی در زمینه تنبیه دانش آموزان توسط معلمان و والدین رخ داده است، و هنوز این افراط­ها قابل مشاهده می­باشد، ولی نباید تفریط در این زمینه از نظر دور بماند. برخی والدین و مربیان به طور کلی، تنبیه را یک مقوله غیرانسانی دانسته و به هیچ عنوان از آن استفاده نمی کنند. این روش در خانواده­هایی که فرزندسالاری حاکم است مشاهده می­شود. فرزندان این خانواده ها هرچند تحت تاثیر آثار منفی افراط در تنبیه نبوده و دارای اعتماد به نفس بسیار بالایی می­باشند، ولی از طرف دیگر مشاهده می­شود که این فرزندان از ادب پایینی برخوردار بوده و حریم­های لازم را حفظ نمی­نمایند. و همین عدم حفظ حریم­ها در دینداری آنها در بزرگسالی تاثیرگذار خواهد بود.

بنابراین می­توان گفت مقوله تنبیه دارای افراط و تفریطی می­باشد که هردو برای تربیت فرزندان آسیب­زا می­باشد. بنابراین لازم است بر اساس ادبیات دینی به تعریف صحیحی از تنبیه و حدود آن دست پیدا کنیم، تا از افراط و تفریط در این زمینه مصون بمانیم.

تعریف

تنبیه در لغت عربی از ریشه “تنبه” به معنی “آگاهی دادن” می­باشد. توجه به همین معنی ساده، می­تواند در درک واقعی تنبیه بسیار راهگشا باشد. اگر بدانیم هدف از تنبیه آگاه کردن متربی می­باشد، خود به خود از بسیاری از روش­های تنبیه متداول دوری کرده و از روش­های متفاوتی استفاده می­نماییم.

متاسفانه مشاهده می­شود در بسیاری از موارد، هدف از تنبیه آگاه کردن دانش­آموز نمی­باشد؛ بلکه هدف اصلی خالی کردن حرص و ناراحتی می­باشد. وقتی معلم و یا حتی پدر و مادر از سر ناراحتی بر سر دانش­آموز فریاد زده و او را با محرومیت­ها و … تنبیه می­کنند، قطعا هیچ آگاهی در وجود دانش­آموز ریشه نمی­گیرد. بلکه برعکس، دانش­آموز احساس مقابله کرده و با لج­بازی که در وجودش شکل می­دهد به مقابله می­پردازد.

به همین دلیل است که یکی از ویژگی­های بسیار مهم برای یک مربی صبر فراوان او می­باشد. مربی که صبر نداشته باشد و با نافرمانی کودک به هم بریزد و بخواهد با دانش­آموز برخورد کند، به هیچ عنوان نمی­تواند در دانش­آموز رشد ایجاد کند؛ همان طور که امام علی (ع) می­فرمایند: «لا أدَبَ مَعَ غَضَبٍ» «هیچ ادبی همراه با خشم نخواهد بود» (غرر الحكم، ح ۱۰۵۲۹ )

بنابراین لازم است مربیان و والدین قبل از آنکه به تربیت دانش­آموزان بپردازند، ابتدا به تربیت خود پرداخته و ملکه صبر و بزرگواری را در وجود خود نهادینه کنند. چراکه پیامبر گرامی اسلام می­فرمایند: «اَلا اِنَّ خَيرَ الرِّجالِ مَن كانَ بَطى ءَ الغَضَبِ سَريعَ الرِّضا» «بدانيد كه بهترين انسان ها كسانى هستند كه دير به خشم آيند و زود راضى شوند.» (نهج الفصاحه، ح ۴۶۹)

اگر انسان بتواند جلوی خشم خود را بگیرد و با محبت و از سر دلسوزی، و به قصد بیدار کردن و آگاه ساختن فرد، او را تنبیه نماید؛ شاهد نتایج شگفت انگیزی خواهد بود. همان طور که ما در داستان­هایی که از ائمه نقل می­شود شاهد این نتایج شگفت­انگیز هستیم. داستان­هایی که فردی نسبت به ائمه بزرگوار جسارت و بی ادبی کرده، و با رفتار کریمانه ائمه معصومین مواجه شده، و همین موضوع باعث تحول آنها می­باشد، در ادبیات دینی ما به طور فراوانی مشاهده می­شود.

نکته مهم دیگری که باید به صورت جدی مورد توجه قرار گیرد این است که با تنبیه به شخصیت دانش­آموز آسیب وارد ننماییم. وقتی دانش­آموز به دلیل اشتباهات و خطاهایی که انجام می­دهد به میزان زیادی مورد سرزنش قرار می­گیرند، اعتماد به نفسشان دچار مشکل شده، و به شخصیت­شان آسیب وارد می­شود. یک مربی آگاه سعی می­کند بدون سرزنش دانش­آموز، و وارد کردن آسیب به شخصیت او، او را رشد داده و با اشتباهش مواجه سازد.

همچنین باید دقت شود با تنبیه­هایی که انجام می­دهیم متربی را شرطی نکنیم. به این صورت که تنها به دلیل انگیزه بیرونی که ما برایش فراهم کرده­ایم؛ رفتار خود را اصلاح نماید، و هنگامی که نظارتی بر او نبود رفتار اشتباه خود را انجام دهد؛ و به این صورت دانش­آموز را دچار دورویی نماییم.

روش های تنبیه صحیح

همان طور که بیان شد، اگر معنی صحیح تنبیه و هدف اصلی آن را بدانیم، به صورت ناخودآگاه از روش­های متفاوتی استفاده می­نماییم. به عنوان مثال آیت الله حائری شیرازی در مورد روش تنبیه مادرشان می­فرمایند: «خدا رحمت کند مادرم را. یکی از راه های تربیت وی این بود که هرگاه از ما خلافی می دید، دیگر کار به ما نمی داد؛ یعنی ظرف شستن و دوخت و دوز و مانند آنها را از ما سلب می کرد». قطعا با این روش هم “کار کردن” پیش فرزند ارزشمند می­شود؛ هم به دلیل اینکه فرزند با محرومیت مواجه نشده، احساس مقابله نکرده و به فکر فرو رفته و کار خود را ارزیابی می­نماید.

در خانواده­هایی که فضای خانه گرم و پرمحبت است، والدین قادر خواهند بود بدون در نظر گرفتن هیچ محرومیت و تنبیه­ای برای دانش­آموز، تنها با یک سردی در رفتار، و یا بی توجه­ای به کار فرزند و آزاد گذاشتن او، و حتی دریغ کردن مسئولیت از او، باعث شوند او به خود آمده، و به تفکر در مورد کارش بپردازد.

یکی دیگر از روش­های مهم تغافل می­باشد که در مورد خطاهای نه چندان بزرگ مورد استفاده قرار می­گیرد. وقتی فرزند خطایی را انجام داده و والدین با بزرگواری از خطای دانش­آموز صرف­نظر کرده و تنها با یک ابراز ناراحتی مختصر یا تذکر غیرمستقیم از آن موضوع می­گذرند، این بزرگواری فضای مناسبی برای دانش­آموز فراهم می­کند تا به فکر فرو رفته و در کار خود بیاندیشد. در حالی که برعکس، سرزنش زیاد دانش­آموز فضای تفکر را از او گرفته و باعث لجاجت او می­شود. همان طور که حضرت علی (ع) می­فرمایند: «زیاده­روی در سرزنش، آتش لجاجت را شعله­ور می­کند» یا در حدیث دیگری می­فرمایند: «از سرزنش کردن مکرر بپرهیز، زیرا این کار فرد را بر گناه جری می­کند، و سرزنش را بی­ارزش می­سازد»

نکته مهمی که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد آن است که نمی­توان با هر دانش­آموزی به همین سبک برخورد کرد. ممکن است دانش­آموز به گونه­ای باشد که از این روش برخورد، و از این فضا سوءاستفاده کرده و رفتار خود را ادامه داده، و حتی گسترش دهد. بنابراین لازم است مربی وضعیت دانش­آموز خود را شناخته و بر اساس آن روش تنبیه خود را تنظیم نماید.

روش دیگری که به عنوان روش صحیح تنبیه می­توان بیان کرد، استفاده از روش تنبیه جمعی، مخصوصا با حضور خود فرد تنبیه کننده می­باشد. مثلا اگر زمان تماشای تلویزون دانش­آموز از زمان مجاز تجاوز کرد، کل خانواده در روز بعد از دیدن تلویزون محروم باشند.

همچنین می­توان در بسیاری موارد، از روش­های تنبیه­ای صرف­نظر کرده و تنها سعی کنیم از طریق مثال­ها و نمونه­ها، دانش­آموز را با عواقب کارش مواجه نماییم.